شاخص ها، اندیس ها و توسعه اندیسی

اندیس ها گزارشی کمی از کیفیت یک پدیده را ارائه می کنند. به عنوان مثال ضربان قلب و فشار خون، اندیس هایی از سلامتی هستند. اندیس ها اعتبار خود را از پشتوانه تئوریک خود و نیز میزان ارتباط آنها با پدیده مورد بررسی کسب می کنند. از این جهت ما اندیس های مناسب و نا مناسب را داریم. حتی در برخی موارد با اندیس های با اعتبار متغیر با زمان، جغرافیا و طبقه مواجه هستیم.

پشتوانه تئوریک
اندیس معرفی شده قبل از هر چیزی باید دارای پشتوانه منطقی باشد. از این جهت میزان فروش ماهانه شاید یک اندیس مناسب برای موفقیت یک مدیر باشد. اما نیازی به توضیح ندارد که اندیس تعداد مشتری های از دست رفته در ماه، نه تنها اندیس موفقیت نیست، بلکه معیاری از ضعف مدیر نیز هست.

قدرت طبقه بندی
در نهایت خروجی اندیس، بیان کمی یک پدیده غیر کمی می باشد. از این جهت این اندیس باید با مشاهدات کنونی نیز سازگار باشد. این درست نیست که حتی با داشتن پشتوانه تئوریک، اندیسی برای سلامتی بیان شود که افراد سالمتر را ضعیفتر نشان دهد و بر عکس افراد دارای لاعلاج ترین بیماری ها را با ارزش بالاتر طبقه بندی کند. چنین اندیسی حتی اگر پشتوانه تئوریک هم داشته باشد، به دلیل عدم کارکرد عملی، استفاده چندانی نخواهد داشت. مثلاً چند وقت پیش در بحثی، اندیسی در اقتصاد را می دیدم که ایران و امارات، طبق آن برترین کشورها بودند و کشوهای قدرتمند اقتصادی در میانه قرار می گرفتند. قطعاً صرف پشتوانه تئوریک این اندیس نباید، به عنوان اندیس رشد اقتصادی در عرصه عمومی مورد استناد قرار گیرد. به هر حال وقتی بحث از تورم است، اگر هم می خواهیم اندیسی معرفی کنیم در نهایت باید این را در نظر بگیریم که اندیس نطقه به نقطه و ضریب جینی و … چیزی نیست که ننه جان کروبی را راضی کند.

تغییر با زمان
اندیس ها اعتباری متغیر با زمان دارند. مثلاً مدتی قبل در ایران، صرف انجام کار پژوهشی در دانشگاه برای یک استاد و انتشار تنها چند مقاله کافی بود که او در زمره افراد با اندیس پژوهشی بالا طبقه بندی شود. زمان دوره کارشناسی من، تعداد مقالات مد شده بود. اتفاقاً در آن زمان تقریباً این اندیس (تعداد مقالات) تقریباً خوب بود و توانایی طبقه بندی مناسبی داشت و می توانست جامعه علمی اساتید را به دو یا چند دسته معنی دار پژوهشی تقسیم کند که اتفاقاً تعداد زیادی از افراد موجه علمی (آنهایی که اعتبار علمی پژوهشی خود را مستقل از انتشار یا عدم انتشار مقاله کسب کرده بودند)، در طبقه بالای این طبقه بندی قرار می گرفتند. اما با افزایش تعداد مقالات منتشر شده و بر هم ریختن طبقات سنتی، وضعیت به سرعت تغییر کرد. بعد بحث آی اس آی (ISI) مطرح شد. یعنی فقط مقالات دارای اندیس آی اس آی پژوهشگران شمرده می شدند. حتی در برخی موارد وزن کشی عضلات علمی-پژوهشی آنها با جمع کردن ضریب تاثیر (Impact Factor) مجلاتی که مقاله در آن چاپ شده است صورت می پذیرفت. الان این اندیس هم تقریباً با افزایش تعداد مجلات علمی دارای اندیس آی اس آی از مد افتاده و اندیس های جدیدی مثل اندیس اچ (H-index) و اندیس جی (G-index) و اندیس آی۱۰ (i10-Index گوگل) معرفی شده اند و مد روز هستند. امروز دیگر کسی نه تنها تعداد مقاله را که زمانی مد بود، نمی شمارد، بلکه در برخی موارد بطور عمدی تعداد زیادی از مقالات منتشر شده اش را لیست نمی کند تا از دید ناظر بیرونی به عنوان تولید کننده مقالات علمی بی هدف شناخته نشود. اندیسی که تا دیروز طبقه بالا را مشخص می کرد، امروز به عنوان ضد ارزش، در مورد طبقه پایین تر پژوهشی عدد بالاتری را نشان می دهد.

فقدان روح
در کنار مزیت بیان خلاصه کیفیت یک پدیده، مراجعه بیش از اندازه به کمیت ها، یک مشکل عمده دارد. زیاده روی در استناد به اندیس ها ممکن است روح کیفی یک پدیده را از میان ببرد. معدل دروس مثال خوبی در این میان است. این اندیس با کیفیت خوبی توانایی ارائه یک گزارش کمی از وضعیت علمی تحصیلی یک دانشجو را دارد. اما لحاظ کردن صرف این اندیس می تواند موجب پرورش دانشجویانی شود که کار و زندگی شان به جای تحصیل، مهندسی نمره و معدل است. یعنی در عمل به جای اینکه معدل به عنوان سایه علمی دانشجویان در پشت سر آنها، تخمینی از موقعیت علمی او را بدهد؛ به عنوان یک شکل خودساخته و مهندسی شده، کارکردی جز قلب واقعیت های علمی پیدا نمی کند. در این میان آنچه باقی می ماند، دانشجو و دانشگاهی بدون روح و روحیه علمی است. ما به دلیل چنین مهندسی اندیسی، مثلاً دانشجویانی می بینیم که نمره آزمون زبان تافل (TOEFL) و جی آر ای (GRE) بالایی دارند. ولی در مقابل در خواندن ساده ترین متون علمی مانده اند. چون اندیس نمره زبان به جای اینکه بر آمده از روح ارگانیک مهارت زبانی باشد، برای دسته معدودی تبدیل به محصول گیاهی پرورش یافته با کود می شود که ظاهر زیبایی دارد اما هیچ نشانی از مزه و خاصیت مفید در آن نیست. این نکته را ما در زمینه شرکت ها و کسب و کارها نیز داریم. داشتن روح برای شرکت، چیزی است که ممکن است لزوماً در کوتاه مدت خود را در محصولات و یا فروش و سود آن شرکت نشان ندهد. از این سوی شرکتی مثل اپل، با داشتن ادعای شرکتی حائز روح نوآوری، به شرکت رقیب به چشم یک شرکت بدون روح و صرفاً پولساز می نگرد. جایی که استیو جابز، با اشاره به استیو بالمر، مدیریت او بر مایکروسافت را مشابه دادن سکان مدیریت یک شرکت پیشرو فناوری به یک فروشنده (خرده فروش) می داند. با تاکید بر اینکه این شرکت می تواند پول بسازد، اما یک شرکت نیست. بلکه یک بنگاه مالی است (البته این فقط یک نقل قول است و لزوماً نظر من نیست).

چرخه تکاملی
اندیس ها و اعتبارشان با موضوع کیفی مرتبط با آنها، یک چرخه تکاملی را ایجاد می کنند. اندیس ها خوبها و بد های یک پارامتر کیفی را از هم جدا می کنند و در مقابل نیز تا جایی معتبر هستند که خوبها (ی مستقل از آن اندیس) توسط اندیس در دسته خوبها و برعکس بدها نیز در دسته بدها تعریف شوند. این چرخه تکاملی روز به روز با توجه به نیاز ما به بیان کمی، کیفت ها، پیچیده و پیچیده تر می شود. به هر حال در فضای پیچیده امروزی فرصت بررسی ریز به ریز کیفیت پدیده ها وجود ندارد و ما نا گزیر به مراجعه به این کمیت ها هستیم. ارائه اندیس برای کیفی ترین پدیده موجود یعنی انسان، بحث روز کمپانی های مختلف است. شرکت هایی امروز ایجاد شده اند که تنها کارشان، بررسی فعالیت مجازی افراد در شبکه های اجتماعی و ارائه اندیس برای آنها است.